محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
193
تاريخ الطبرى ( فارسي )
نهاد و اگر چنين نكرده بود زمزم چشمه اى روان بود . از ابن عباس آوردهاند كه نخستين كس كه ميان صفا و مروه دويد مادر اسماعيل بود و اول كس از زنان عرب كه دنباله داشت مادر اسماعيل بود . گويد : وقتى از ساره گريخت ، دنبالهء خود را بياويخت كه اثر قدم وى را محو كند و ابراهيم او و اسماعيل را ببرد تا به محل خانه رسيدند و آنها را آنجا نهاد و هاجر به دنبال وى آمد و گفت : « ما را به كى مىسپارى ، غذا براى ما مىگذارى ؟ آب مىگذارى ؟ » و ابراهيم خاموش بود . هاجر گفت : « اين فرمان خداست ؟ » ابراهيم گفت : « آرى . » گفت : « پس ما را وا نخواهد گذاشت . » گويد : و ابراهيم برگشت و چون به گذرگاه كدا رسيد رو سوى دره كرد و گفت : « خدايا من ذريهء خويش را به دره اى بى كشت نزديك بيت الحرام تو نهادم . » گويد : و زن ظرف آبى داشت و آب تمام شد و تشنه ماند و شيرش بخشكيد و كودك تشنه ماند و هاجر نظر كرد كه كدام يك از كوهها كوتاه تر است و بر صفا بالا رفت و گوش فرا داشت مگر صدايى بشنود يا مونسى بيابد و صدايى نبود و فرود آمد و چون به دره رسيد دويدن گرفت و دل دويدن نداشت چون انسان خسته كه بدود اما نخواهد بدود . و باز نگريست كه كدام يك از كوهها كوتاهتر است و بر مروه بالا رفت و گوش فرا داشت مگر صدايى بشنود و مونسى بيابد و صدايى شنيد و گويى باور نداشت و دقيق شد و يقين كرد و گفت : « صداى تو را شنيدم به كمك من بيا كه من و همراهم نزديك هلاكيم . » و فرشته او را به محل زمزم آورد و پاى به زمين كوفت و چشمه اى بجوشيد و زن با شتاب ظرف خويش را آب كرد و پيمبر صلى الله عليه و سلم فرمود : « اگر شتاب نكرده بود زمزم چشمه اى روان بود . »